تبليغاتX
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 10:42  توسط محمدرضا  | 

 

 

من در حباب انتظار

تا آسمان

بالاتر از ابر بهار

باران،باران گريه دارم

من در كنار كوچه هاي آرزو

با سايه هاي غم

نشسته،منتظر

ديوان،ديوان ناله دارم

من در پگاهِ عاشقي

با  يك سكوت، در وهم شب

هنگام لبخند سحر

آنگاه كه مهتابي است دلم

عكس تو را در قاب سينه مي فشارم

اي زلالِ دل

صفاي خاطراتِ سبزِ ديرينم

نگاهت را تمنّا مي كنم

باشد كه از دشت نهان آرزو

نزديك تر آيي

چنان نزديكِ نزديك

تا كه من در نگاهت خيره باشم

بوسه ها از رويت بگيرم

با طراوت

شادماني

لحظه هايِ سبز باشد جاوداني

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 9:40  توسط محمدرضا  |