"سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد"
به تماشا نشسته ام
از هر روز خسته ترم
"انسان" اين مفهموم نامعلوم را مي نگرم
من، تو ، او، و .... همه انسانيم . به راحتي ظلم مي كنيم، به راحتي ...
تجاوز به حقوق ديگران را وظيفه مي دانيم
مال و ناموس ديگران برايمان حلال شده است
به خدا اصلا فكر نمي كنيم ، مگر زمانيكه مشكلي داشته باشيم
خدا نه معبود، و نه خالق ،كه مشكل گشاي ما شده است
انحطاط مد شده
بي قيدي لازمه ي زندگي است
رها شده ايم و لحظه اي به خود نمي انديشيم
چه كسي رها كرده مرا كه اينگونه ولنگار شده ام؟؟؟
من انسانم.....
اشرف مخلوقات !!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 13:8  توسط محمدرضا
|
