تبليغاتX
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

 

هوا سرد است

دلم در انتظار فصل گرم و خوشه های سبز گندم زار می ماند

سحر نزدیک تر از بانگ اذان قد قامتی دارد

و من در کلبه ی تنهایی خود در مصلای نیاز هستم

خدا یا غصه هایم را تماشا کن

دل رنجیده ام را مداوا کن

دگر صبری ندارم تا دوباره ماتمی از نوع نامردی ببینم

غصه ی جهل و تظاهر

ماتم دیندار بازی های قوم مجهول الهویه

اشک تمساح دغل کاران بی ایمان

خدایا من به محراب نیاز ایستاده ام

شاید دعایم مستجاب گردد

رهایم کن ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 14:1  توسط محمدرضا  |