اين شعر از اشرف الدين گيلاني شاعر طنز پرداز است كه با توجه به زيبايي آن تصميم گرفتم در وب منعكس نمايم
در روزگار هر كس مشغول كار خويش است
بلبل به نغمه خواني٬ عقرب به فكر نيش است
ريشو به فكر بي ريش٬ كوسه به فكر ريش است
هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش
جمعي به اسم شيخي٬ جمعي به اسم بابي
يك جوقه اعتدالي٬ يك دسته انقلابي
يك طائفه شب و روز در فكر بي حسابي
هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش
بعضي به اسم اسلام بدعت پديد كردند
از بهر مال دنيا رو بر يزيد كردند
اولاد مصطفي را ناحق شهيد كردند
هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش
بعضي به اسم اسلام گشتند خان و سر تيپ
القاب ها گرفتند بي علم و عقل و ترتيب
انباشتند از پول٬ صندوق و كيسه و جيب
هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش
بعضي به اسم ملت اموال خلق بردند
بردند پول ها را در بانك ها سپردند
نقل و شراب شامپا در روي ميز خوردند
هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

