+ نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 18:53  توسط محمدرضا
|
من از گریه های سحر زنده ام
من از ناله های شب بی کسی مانده ام
منم وارث ماتم صبحدم
من از خاطرات فراق صد غزل گفته ام
من از عشق و ایمان به آن گفته ام
من از وصل و هجران بسی خوانده ام
من از دوستی از شکست در آن
من از روزگار فراق گفته ام
من از انتهای جنون آمدم
من از باغ گفتار خوب آمدم
من از را ه نزدیک و دور آمدم
من از ..........