روئید در باغ دلم صد بوته از شعر و غزل
آمد خزان تا برکند هر برگ از این دفترم
برگی ز پندار دلم٬ برگی ز اوهام سرم
برگی پر از مفهوم عشق٬ برگی نوشته از غمم
شیرازه ی این خاطرات٬ عشق نگاری آشناست
گر بگسلد شیرازه اش٬ عالم ز بنیان برکنم
من دفترم را در شب یلدای عشق مرکب زدم
این دشت را من با قلم٬ با جوهر چشم ترم
با سوز و آهنگ دلم٬ با عشق روی دلبرم
چون نائی از سوز نی٬ لالایی مادر ز مهر
چون صوفیان صاف دل٬ تا صبحدم یا هو زدم
سلام دوستان عزیز اگه مایلید یک درآمد اینترنتی داشته باشید کلیک کنید

باز هم پنجره این قصه ی تکراری من
باز مهتاب و شب غصه و بد حالی من
چه کسی پشت نقاب شب مهتابی بود؟
چه کسی منتظر حال پریشانی بود؟
چه کسی حوصله داشت پنجره را باز کند؟
آنطرف تر به رخ یار کمی خیره شود؟
همه ی حوصله ها پشت در پنجره بود
دل من در ته بن بست خیال گم شده بود
قاصدک حیران بود
کودکی شیطنکی کرد و شکست پنجره را
قاصدک دید مرا
دل من در ته بن بست خیال بود هنوز
پنجره باز نشد شیشه ی آن خرد شده بود
قفل غم سنگین است
ناله در سینه ی من محبوس است
بغض نشکسته مرا تا به جنون می بردم
تاب هم از تب غمهای دلم بی تاب است
باز هم قصه همان قصه ی تکراری است
هر طرف می نگری پنجره ها بسته شده
پرده ها آویخته
مردمان پشت به خورشید کرده
مرغ عشق در قفس است
ماهی سرخ درون تنگ است
طوطیان با سخن نغز گرفتار تجارت شده اند
قصه ی طوطی و بازرگان نیست
وه عجب حوصله ای می خواهد این همه درد
همه ی حوصله ها پشت در پنجره است
کودکی می خواهد
که دوباره بشکند پنجره را
تا بزرگان به خورشید نظری اندازند
مرغ عشق از قفس آزاد شود
طوطیان لال شوند تا ز قفس باز رهند
کودکی می خواهد شیطنکی می باید.
امامزاده درختي
امامزاده طاهر بن علي بن الحسين در روستاي جزه كاشان
اين مكان مقدس يكي از آثار ديدني و پر جاذبه در كاشان
مي باشد
حتما از آن ديدن فرمائيد

