تبليغاتX
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

 

ریحانه دخترم در حال عبادت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 9:8  توسط محمدرضا  | 

 

سبوي دلم را

پر از شراب عشق كردم

به دست يار پريچهره دادم

او شكست

گوئي انار انديشه ام

هزار دانه شد

آن نيز شكست

ديگر چه سود كه دانه هاي سرخ ياقوت تسبيح پاره را

در سجده عشق به ذكر شماره كنم

اكنون كه فصل غربت و تنهائي و خزان هست

من در قنوت غربت خويش نا له بايدم

آن سان كه مادر به عزاي نوجوان خويش نشست

ديگر سبوئي نمانده كه پر كنم از شراب

افسوس انار خاطره هايم چه زود شكست

تسبيح پاره انديشه هاي زرد من

ذكر نگفته اي شد و بر زمين نشست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 19:12  توسط محمدرضا  |