تبليغاتX
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست


?

دوشنبه 14 بهمن1387
 

نوشتن را آغاز کرده ام چون بهترین راه است

برای گفتن نا گفته هاآنها که چون رازند

نمی گویم که میدانم جهان انباری ازفریاد و فریاد است

پر از دزد و حرامی ودغلباز است

جهان با آنهمه زیبایی و زشتی چه جای عشق بازی و کجا هنگام آغاز است؟!

ا گر من سر بپیچم از کیان خویش سخن از انحراف آید کلام از ارتداد آید

کجا پس می توان گفتا که امروز روز آغاز است؟

همیشه من مقلد بوده ا م ، چون گفتند بکن ،کردم

اگر هم گفته اند کردن حرام است ،ناگزیر من ......

 اگر حرفی زدم گفتند نمی فهمی هنوز عقل تو پاسنگ است

اگر خاموش گردیدم گفتند،که خاموشی نیرنگ است

نه در دینم نه در دنیا،چرا دنیا ی من تنگ است

خدا در آسمانها با ملائک،

 ولی من در زمین با چارپایان در ردیف زندگیهای سیاه خود هماره در پی جنگم

نمیدانم چرا هستم؟

چرا مستم؟

شراب ناخورده مستم،در عدم هستم،...

 

نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387 و ساعت 13:38 توسط : محمدرضا

»» ««

?

دوشنبه 14 بهمن1387

 

 چندی بود که حوصله نداشتم مطلبی بنویسم و امروز دوباره وقتی به

 وب سر زدم گفتم چه خوب می شه دوباره آغازی داشته باشم

ممنون

نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387 و ساعت 13:11 توسط : محمدرضا

»» ««

?فردا

شنبه 4 اسفند1386
 

هرچند سعي كرده بودم از مسايل جاري مطلبي ننويسم اما انگار نمي شود ننوشت و نگفت

مختصر مي گويم:

اهانت به بيت امام خميني!!

مرگ ناگهاني آيه الله توسلي؟

رد صلاحيت عده ي زيادي از نامزدهاي مجلس هشتم؟!

و قبل از آن مرگ احمد بورقاني....

كمي قبل تر مرگ قيصر...

و فردا نمي دانم چه اتفاقي پيش روي ما خواهد بود.؟

 

نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت 19:21 توسط : محمدرضا

»» ««

?بورقاني

شنبه 20 بهمن1386
 

آدمهاي زيادي تو دنيا هستند كه مشهورند 

آدمهاي زيادي هم وقتي مي ميرند مراسم عزاداريشون 

 پر سر و صداست 

آدمهاي زيادي هم گمنام مي ميرن 

اما يك عده مثل احمد هستند 

گمنام زندگي مي كنند ولي خيلي ها اونارو مي شناسند 

خودشون بي سرو صدا هستند ولي مرگشون خيلي سر 

 و صدا ايجاد مي كند 

رسمي و دولتي براشون عزاداري بر پا نمي شه ولي  

خيلي ها عزادار ميشوند 

خدا اونا را دوست داره 

وگرنه محبتشون تو دل مردم جا نمي گيره 

خدا كنه ما را هم خدا دوست داشته باشه

 

نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 19:30 توسط : محمدرضا

»» ««

?سکوت

شنبه 20 بهمن1386

احمد بورقانی هم به خدا پیوست

روحش شاد

نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 19:6 توسط : محمدرضا

»» ««

?

سه شنبه 6 شهریور1386
کلیک کن تا عکس را بزرگ ببینی

نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 18:13 توسط : محمدرضا

»» ««

?تبریک

سه شنبه 6 شهریور1386
 

میلاد مهدی مبارک

نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 18:11 توسط : محمدرضا

»» ««

?انسان

دوشنبه 18 تیر1386

 

"سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد

آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد"

به تماشا نشسته ام

از هر روز خسته ترم

"انسان" اين مفهموم نامعلوم را مي نگرم

من، تو ، او، و .... همه انسانيم . به راحتي ظلم مي كنيم، به راحتي ...

تجاوز به حقوق ديگران را وظيفه مي دانيم

مال و ناموس ديگران برايمان حلال شده است

به خدا اصلا فكر نمي كنيم ، مگر زمانيكه مشكلي داشته باشيم

خدا نه معبود، و نه خالق ،كه مشكل گشاي ما شده است

انحطاط مد شده

بي قيدي لازمه ي زندگي است

رها شده ايم و لحظه اي به خود نمي انديشيم

چه كسي رها كرده مرا كه اينگونه ولنگار شده ام؟؟؟

من انسانم.....

اشرف مخلوقات !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 13:8 توسط : محمدرضا

»» ««

?حرم

یکشنبه 10 تیر1386
مكه

 

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد 

آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد

 

نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386 و ساعت 13:56 توسط : محمدرضا

»» ««

?بدون شرح

یکشنبه 9 اردیبهشت1386
No comment

نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386 و ساعت 15:55 توسط : محمدرضا

»» ««

?انسان

پنجشنبه 9 فروردین1386

اين همان آرامش كاذبي است كه انسان در دنيا براي خود مهيا نموده است

اين همان دامي است كه آدميان در خواب غفلت فرو رفته از آن بي خبرند

دريا اين مظهر آرامش و گاه طوفانها

انساني در خواب

و شكارچيان هوشياري كه در انتظار او بسر مي برند

آري ما اينگونه در بنديم و غافل

نوشته شده در پنجشنبه 9 فروردین1386 و ساعت 10:56 توسط : محمدرضا

»» ««

?سال نو مبارك

پنجشنبه 9 فروردین1386

 سال نو مبارك

امسال براي همه ي شما سال خوبي را آرزو مي كنيم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 9 فروردین1386 و ساعت 10:35 توسط : محمدرضا

»» ««

?

سه شنبه 26 دی1385
 

هوا سرد است

دلم در انتظار فصل گرم و خوشه های سبز گندم زار می ماند

سحر نزدیک تر از بانگ اذان قد قامتی دارد

و من در کلبه ی تنهایی خود در مصلای نیاز هستم

خدا یا غصه هایم را تماشا کن

دل رنجیده ام را مداوا کن

دگر صبری ندارم تا دوباره ماتمی از نوع نامردی ببینم

غصه ی جهل و تظاهر

ماتم دیندار بازی های قوم مجهول الهویه

اشک تمساح دغل کاران بی ایمان

خدایا من به محراب نیاز ایستاده ام

شاید دعایم مستجاب گردد

رهایم کن ....

نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385 و ساعت 14:1 توسط : محمدرضا

»» ««

?انتظار

سه شنبه 23 آبان1385
 

دلم را با حباب شیشه تا مرز فنا خواهم شکست

شبی در کلبه ی ابری کنار یار محبوبم خواهم نشست

منم آن آینه کز صافی رویم هزار ان شعله برخیزد

بیا با من کمی آسودگی را جستجو کن

بیا با من کمی هم گفتگو را آرزو کن

بیا بنگر که آغوش نگاهم به پهنای بلند دیدنایی هایت گشوده است

بیا گرمای انسم را شبی با بوسه بر اشکم بچین از شبنم احساس

بیا من خسته ام تنهای تنها منتظر تا صبح برخیزد

به راهت خیره می مانم ای خورشید عالم تاب

به مژ گانم بروبم من تمام راه دیدارت

به اشک سرد شبهایم بشویم جاده های انتظارت را

و با احساس سبزم تا سحر اندیشه هایت را بگیرم در بغل

شاید

تن بیمار و سنگینم رها از تب شود امشب

تو را من دوست میدارم

تو را من می پرستم ای ستاره در شب تارم

بت رویت همان محراب عشق من

کلامت وحی منزل همچو قرآن است

بیا من منتظر هستم 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385 و ساعت 17:6 توسط : محمدرضا

»» ««

?پارکینگ

سه شنبه 28 شهریور1385
Image hosting by TinyPic

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385 و ساعت 18:57 توسط : محمدرضا

»» ««

?تبریک

یکشنبه 5 شهریور1385

     اعیاد مسعود شعبانیه مبارک

 

 

نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور1385 و ساعت 11:41 توسط : محمدرضا

»» ««

?حادثه

یکشنبه 8 مرداد1385
 

 

                      

نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385 و ساعت 13:40 توسط : محمدرضا

»» ««

?روزگار

شنبه 24 تیر1385

 

 

اين شعر از اشرف الدين گيلاني شاعر طنز پرداز است كه با توجه به زيبايي آن تصميم گرفتم در وب منعكس نمايم

 

در روزگار هر كس مشغول كار خويش است

بلبل به نغمه خواني٬ عقرب به فكر نيش است

ريشو به فكر بي ريش٬ كوسه به فكر ريش است

هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

جمعي به اسم شيخي٬ جمعي به اسم بابي

يك جوقه اعتدالي٬ يك دسته انقلابي

يك طائفه شب و روز در فكر بي حسابي

هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

بعضي به اسم اسلام بدعت پديد كردند

از بهر مال دنيا رو بر يزيد كردند

اولاد مصطفي را ناحق شهيد كردند

هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

بعضي به اسم اسلام گشتند خان و سر تيپ

القاب ها گرفتند بي علم و عقل و ترتيب

انباشتند از پول٬ صندوق و كيسه و جيب

هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

بعضي به اسم ملت اموال خلق بردند

بردند پول ها را در بانك ها سپردند

نقل و شراب شامپا در روي ميز خوردند

هر كس به فكر خويشه ٬ تو هم به فكر خود باش

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 24 تیر1385 و ساعت 13:21 توسط : محمدرضا

»» ««

?جام جهانی

چهارشنبه 31 خرداد1385

نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1385 و ساعت 18:3 توسط : محمدرضا

»» ««

?محسور یار

سه شنبه 30 خرداد1385
 

    من از شور شیرین به بیستون آمدم

    من از عشق لیلی به مرز جنون آمدم

    من از صفحه ی روزگار بسی خسته تا انتهای کویر هبوط آمدم

    منم من همان عاشق بی رمق

    منم من همان آه در سینه ها

    منم من همان بغض نشکسته ی آرزو

    منم خون سرخ دل عاشقی در ستوه

    من از جنس شیرین نبودم

    من از قوم مجنون نبودم

    منم من همان شعر بی مدعا

    منم خاطری پاک و آه همه  سینه ها

    من از جنس آیینه ام

    بلورم ٬ حبابی در آسمان

    مرا نشکنیدم چون دانه های انار

    نریزید خون مرا

    منم عاشقی پاک محسور رویای یار

    من از جنس آدم به رنگ هوام

    من از آسمانم به رنگ خدام         

    مرا عشق هوّا زمینی نمود

    مرا ماتم دل کویری نمود

    من از رنگ مهتابم و نور مهر

    مرا آشیانم باشد سپهر

    من از فرش نیستم که من عرشی ام

    من از خاک نیستم که افلاکی ام

    مرا آدم آورد در شط غم

    و الا من همان مرد دریا یی ام

    من از آسمانها هبوط کرده ام

    من از بیکرانها سقوط کرده ام

    منم مرغ سیمرغ ازکوه قاف

    منم زاده ی نور و طه و قاف

    مراآیه های الست زاده اند

    مرا آدم و هوّا زاده اند

    مرا عشق بر دل زدند از نخست

    مرا عاشق و بینوا زاده اند

 

نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385 و ساعت 9:19 توسط : محمدرضا

»» ««

مطالب قبلي